تبليغاتX
اقتصاد افغانستان - زيرساخت‌هاي اقتصاد افغانستان (قسمت دوم)
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت 17:23

گندم: 1500 هزار تن  تا 1700 هزار تن.

ذرت: 200 هزارتن.

غلات: 2100 هزار تن

برنج: 300 هزارتن

اراضي كشاورزي

زمين‌هاي زيركشت: بيش از 30 هزاركيلومتر مربع

مرتع: حدود 30 هزار كيلومتر

جنگل: حدود 17 هزار كيلومتر

ساير زمينها : حدود 30 هزار آيلومتر مربع

3.3.     دامداري

دركنار كشاروزي، دامداري نيز به همان نسبت رونق دارد. با توجه به جمعيت كوچ نشينان و گرايش مردم، دامپروري يكي از مشاغل اصلي افغانستان را تشكيل ميدهد و بخش عمده صادرات از طريق پرورش دام، طيور و توليد فراورده هاي دامي صورت مي گيرد. تعداد دام پرورش يافته در سال 2000 بيش از 280000 هزار راس و طيور 7 ميليون قطعه مي‌باشد.

عمده ترين فرآورده هاي دامي

گوشت، گوشت سفيد، شير، پنير، روغن، كره، تخم مرغ، عسل، پشم و پوست و... را مي‌توان از عمده‌ترين دستاورد‌هاي دامي ذكر نمود.

توليدات

براساس‌آخرين آمار ارائه شده ‌توليد انواع محصولات دامي درسال 2000 عبارتند از:

انواع گوشت: هزار تن گوشت. انواع طيور 14 هزارتن

شير:300  هزارتن. تخم مرغ: هزار تن. عسل: 3 هزار تن

پوست: پوست گوسفند قرقل و انواع مختلف پوست توليد دارد كه حتي صادرات هم دارد از جمله به پوست قرقل مي‌توان اشاره كرد. ولي آمار از توليد در دسترس نيست.

4.   منبع پولي و نقدينگي

يكي از منابع مهم اقتصاد در هر كشور پول و ارز موجود در خزانة مالي آن كشور مي‌باشد. پول و نقدينگي باعث رشد اقتصاد كشور مي‌باشد. با خريد و واردات كالاهاي مختلف از خارج باعث كاهش تورم در كشور شده و بعضي نواقص در بخشهاي اقتصاد يك كشور جبران مي‌شود. بنابراين افغانستان سيستم پولي ثابتي ندارد، اگر چه از زمان رياست كرزي به اين طرف ارزش پول افغاني به‌صورت كاذب بالا رفته، چون پشتوانة محكم و ثابتي ندارد، لذا بالارفتن ارزش آن موقتي تعريف مي‌شود. 

بخش دوم: زيرساخت‌هاي موجود در اقتصاد افغانستان

1.      منابع انرژي و معادن

همان‌طور كه در بخش اول در قسمت‌هاي مختلف آن بيان شد، افغانستان فعلاً از هر نظر از جمله از نظر اقتصادي در دورة گذار از تشنج و درگيري‌هاي خونين با شوري سابق و جنگ‌هاي داخلي از جمله ويراني‌هاي دورة پدايش طالبان را با خود دارد. بنابراين مي‌توان گفت كه: منابع اصلي نامبرده شده در بخش اول؛ بطور كامل استخراج نشده، و چه بسا اكثر آن‌ها تا هنوز به‌صورت دست نخورده باقي‌ مانده است. و بعضي از صنايع تا هنوز به حالت تعطيل‌اند. لذا آن‌ها نمي‌تواند زيرساخت موجود اقتصاد لاغر كشور افغانستان را تشكيل بدهند. اما مسلماً منابع اصلي كمابيش تأثيرات بر اقتصاد آن كشور دارند.

2.      كمك‌هاي جهاني براي بازسازي افغانستان

از مهم‌ترين سازمان‌هاي بين المللي و كشورهاي مشاركت كننده در بازسازي افغانستان، نمونه‌هاي ذيل را مي‌توان آور شد:

بانك توسعه آسياييADB : توسعه كشاورزي، خدمات اجتماعي و امور زيربنايي با اختصاص500 ميليون دلار.

UNICEE: پروژه حمايت‌هاي بهداشتي در شهرهاي افغانستان.

UNDCP: احياء زمينهاي زراعي و تغيير كاشت در مزارع خشخاش.

FAO: بهبود توليدات طيور خدمات تغذيه اي دامها، توسعه صنايع لبني، احياء جنگلها.

:UNOCHA شناسايي نيازهاي افغانستان از طريق كمك هاي بشر دوستانه.

كمك‌هاي عمده

جامعه بين الملل : براي سال 2002 بيش از 1/8 ميليارد دلار.

اتحاديه اروپا و جامعه اروپا : در سال 2002 حدود 500 ميليون دلار و تعهد يك ميليارد يورو طي5 سال.

كشور ايران: 560 ميليون دلار به مدت 5 سال كه پروژة تكميل شدة جاده دوغارون به هرات ازين دست كمك‌ها مي‌باشد.

كشور ژاپن: 500 ميليون دلار در مدت 2.5 سال.

كشور امريكا: در سال 2002 بيش از 290 ميليون دلار.

كشور عربستان: 220 ميليون دلار در مدت 3 سال.

كشور آلمان: 320 ميليون يورو در مدت5 سال.

3.      صادرات گاز

در اواخر دهه 60 ميلادي ذخيره عظيم گاز طبيعي در شبرغان كشف شد و صادرات آن با احداث خط لوله اي به طول 180كيلومتر در 7.19 از طريق جمهوري ازبكستان آغاز شد از آن زمان تا 1990 سالانه بين 2 تا 3 ميليارد متر مكعب گاز طبيعي استخراج و به جمهوري‌هاي شوروي سابق صادر شده است دراوايل سال 1990 توافقنامههايي با كشور مجارستان داشت، اين گفتگوها پيشرفت زيادي در برنداشت. از اين ديدگاه در آمد حاصل از صادرات گاز مي‌تواند زيرساخت اقتصاد كشور افغانستان باشد.[4]

4.      صادرات فرآوردهاي كشاورزي و دامي

از اقلام كشاورزي صادراتي انواع پسته را مي‌توان نام‌برد كه از شمال كشور به كشورهاي خارج صادر مي‌شود. و همين‌طور انواع پوست حيوانات از جمله پوست قره‌قل که نوعی گوسفند اصيل است، يکی از اقلام مهم صادراتی و تجاری در افغانستان به شمار می رود که پس از سرنگونی رژيم طالبان، تجارت آن، روز به روز رونق بيشتری می يابد.

تازه ترين آمار(اواخر2005) نشان می دهد که در سال گذشته، افغانستان حدود ۱۰۰ هزار پوست بره را به خارج از کشور و عمدتاً به اروپا صادر کرده است. شمال افغانستان، بيشترين سهم را در اين صادارات به خود اختصاص داده است.

مردم ولايات فارياب، جوزجان، بلخ، سرپل، کندوز، بغلان و ديگر نواحی درشمال افغانستان، از دامداران بزرگ اين کشور قلمداد می شوند و بيشترين بره ها را پروش می دهند. اما پوست تمام بره ها، ارزش صادراتی ندارد و چند نژاد خاص با پوست ويژه، قربانی توليد قره‌قل می شود.

شمس الدين کاتب، رييس اداره زراعت و مالداری (دامداری) ولايت بلخ، می گويد که سه نوع پوست بره در بازارهای جهانی خريدار زياد دارد: پوست کبودچه، پوست سور يا تقری و همچنين پوست بره های شتری. بهای يک پوست کبودچه در بازارهای مزار شريف در حد ۵۰ دلار آمريکايی است.

اما آقای کاتب مي‌گويد همين پوست وقتی به بازارهای اروپا راه می يابد، در حدود ۱۵۰۰ دلار معامله می شود.

آقای کاتب می گويد که قره‌قل به اين سبب گران است که از آن کلاه و لباسهای مدرن و گران قيمت ساخته می شود. با اين حال، برای روستاييان افغانستان که حد ميانه درآمد سالانه آن‌ها از ۲۰۰ دلار آمريکايی تجاوز نمی کند، پنجاه دلار، مبلغ هنگفتی است.  اين مساله است که آنها را به سوی کشتار گسترده بره های يک روزه، جهت می دهد.

5.      زيرساخت كاذب اقتصاد افغانستان

منابعي چون انرژي، معادن، فراورده‌هاي كشاورزي و دامي و محصولات صنعتي كه در اقتصاد كشور افغانستان كمابيش جاي دارد، از آن جهت اصيل است كه يك منبع قابل اعتماد نسبتاً دائمي و نسبتاً قابل دسترس مي‌باشد، و از طرفي فقط ارزش و بار اقتصادي دارد. در اين قسمت به آن دسته از منابع اشاره مي‌شود كه يا زود گذر است و يا اگر چه معاملة اقتصادي به آن انجام مي‌دهد، ولي زيان‌هاي جبران‌ناپذير به جامعه وارد مي‌كند، در ذيل به آن‌ها اشاره خواهيم نمود:

1.۵. كمك‌هاي نهادهاي بين الملي و كشورها

در بخش كمك‌هاي جهاني مطالعه شد كه نهادي و يا كشوري به ميزان قابل ملاحظة آماده كمك نقدي به كشور افغانستان شد، ولي همين مقولة اقتصادي تحت اقتصاد كاذب تعريف مي‌شود. چون كه اگر پولي پشتوانة ارزي، منابع طبيعي، صنعتي و از همه مهمتر طرح و پروگرام اقتصادي به دنبال نداشته باشد، مي‌توان آن را در جمع زيرساخت كاذب اقتصاد نام‌برد. و از طرفي اين كمك‌هاي عمده اين را مي‌طلبد كه در قبال اين‌ها پاسخ‌هاي اقتصادي و يا غير اقتصادي به اعطا كنندگان داشته باشيم. و همين‌طور مسؤولين كشوري را به نوعي به ارضاي اقتصادي فرا خوانده و از بخش پيشرفت و رشد پايپاي با اقتصاد دنيا عقب نگه مي‌دارد.

۲.۵. معضل ترياك   

عليرغم حضور هزاران سرباز خارجي در افغانستان و كمك‌هاي مالي آمريكا براي مبارزه با مواد مخدر؛ توليد ترياك و هروئين در اين كشور رونق گرفته است. اگرچه دولت كرزاي براي جايگزين كردن كشت خشخاش قولهاي تشويقي به كشاورزان داد و روحانيون را براي مبارزه با مواد مخدر به كمك طلبيده بود، اما هيچ يك از اين روش‌ها مؤثر واقع نشد.[5] گذشته از اين موارد اكنون ۵۲ درصد درآمد ناخالص آن كشور از طريق فروش مواد مخدر تشكيل مي‌شود. در شهر مرزي آرگوي افغانستان ترياك به عنوان ارز معتبر به كار گرفته مي‌شود. كشاورزان با آن كالاهاي مورد نياز خود را مي‌خرند و مغازه داران اين شهر با پول فروش آن، مغازه هايشان را مملو از اجناس مورد نياز مردم مي‌كنند. امروزه لابراتوارها در مجاورت زمينهاي كشت خشخاش تعبيه شده اند.

دو كشور پاكستان و ايران كه مسير سنتي انتقال هروئين به اروپا به شمار مي‌روند در پي بروز جنگ داخلي در تاجيكستان و كشته شدن بيش از ۶۰ هزار نفر و رشد فزاينده فقر، به بازاري براي مصرف هروئين تبديل شد. نتيجه اينكه در حال حاضر بيش از      ۵۰۰۰  بيمار مبتلا به ويروس ايدز درتاجيكستان وجود دارد. با اشباع بازار اين كشور، راه انتقال مواد مخدر به روسيه، كه سالهاست جنگ و خونريزي در آن جاري است، هموار شد. براساس آمار، ساليانه ۳/۹ مترمكعب هروئين توسط پليس اين كشور توقيف مي‌شود. اين كشور نيز يكي از بزرگترين كشورهاي دارنده بيماران مبتلا به ايدز است. ضمن اينكه هم در روسيه وهم در تاجيكستان اكثر كساني كه اخيراً به اين بيماري گرفتار شده اند براثر استفاده از سرنگهاي آلوده بوده است.

در مسير شمالي، روسيه سومين و نه آخرين مقصد مهم هروئين افغانستان است و اروپاي شرقي و غربي به ويژه آلمان قربانيان بعدي اين ماده مهلك هستند. جالب اينكه پليس روسيه در انتقال هروئين به اروپا نقش كليدي دارد. ميزان ضرر و زيان اروپا به تناسب افزايش و كاهش توليد هروئين در افغانستان در نوسان است. هرچه توليد ترياك در افغانستان افزايش يابد، بهاي هروئين در اين قاره كاهش و در پي آن مرگ و مير مبتلايان به هروئين نيز افزايش مي‌يابد.

آمريكا آخرين بازار هروئين افغانستان است كه قاچاقچيان پاكستان، آفريقاي غربي، آسياي ميانه و روسي از طريق اير كارگو و اكسپرس پست هروئين را به اين كشور انتقال مي‌دهند. بازار آمريكا نيز همانند اروپا، بستگي به ميزان توليد ترياك در افغانستان دارد. به لحاظ بهتر بودن راه هاي ترانزيتي روسيه، حمل مواد مخدر به غرب از مسير شمالي آن ارزانتر از راه سنتي يعني پاكستان و ايران است و اين مسأله در فروش آن در اروپا و آمريكا نيز به وضوح ديده مي‌شود.

عليرغم كمكهاي مالي آمريكا به افغانستان، تجارت فزاينده هروئين تهديدي براي دموكراسي شكننده در اين كشور است، آمار قربانيان آن بالاست و هزينه هر تزريق هروئين در اروپا به سه يورو كاهش يافته است. گاردهاي مستقر دركنار رودخانه مرزي تاجيكستان و افغانستان مي‌گويند: شب هنگام پرنده مشكوكي با سرعت زياد در حال حركت بود، ابتدا مرزبانان به او هشدار و سپس مورد هدف قرار دادند كه پيامد آن سقوط يك موتور سوار چترباز با ۱۸كيلو هروئين در خاك كشورشان بود. مقدار هروئين يادشده قطره اي از سيل عظيمي است كه بازار هروئين جهان را تشكيل مي دهد. افغانستان كه زماني معروف به توليد كننده ترياك بود، نردبان ترقي توليد ترياك، كه هروئين عناصر غني شده آن است، را طي مي‌كند و هم اكنون اين كشور بزرگترين توليد و صادر كننده هروئين در جهان مبدل شده است. براساس گزارش اداره مبارزه با مواد مخدر و جرايم سازمان ملل متحد، آزمايشگاه‌هاي مخفي توليد هروئين در افغانستان به سرعت در حال فعاليت هستند و افزايش توليد به حدي رسيده است كه بهاي آن در اروپاي غربي از ۲۵۱دلار در سال ۱۹۹۰ به ۷۵دلار در هر گرم در سال۲۰۰۶ كاهش يافته است. هر تزريق هروئين در هامبورگ تقريباً سه يورو و در واقع يك سوم بهاي پرداختي يك دهه گذشته است. ماتياس اينگلمن پليس مبارزه با مواد مخدر اين شهر در اين باره مي‌گويد:«حتي بچه هاي ۱۳ساله نيز براي آن پول كافي دارند». سوداگران هروئين كه آسياي ميانه را به عنوان مسير تازه انتقال مواد مخدر به اروپا در نظر گرفته اند بيماري و اعتياد را نيز به اين منطقه آورده اند. حدود يك سوم صادرات هروئين افغانستان از طريق راه شمالي، مكمل راه اصلي پاكستان و ايران، به اروپا انجام مي‌گيرد. تجارت هروئين دموكراسي افغانستان را نيز فلج كرده است. پروسه اي كه پس از سرنگون شدن دولت افراطي طالبان و القاعده توسط آمريكا در سال ۲۰۰۱ آغاز شده است. در عين حال تجارت مواد مخدر در افغانستان فعاليتي كوچك جلوه داده مي‌شود. اداره مبارزه با مواد مخدر و جرايم سازمان ملل متحد برآورد كرده است كه در سال، ۲۰۰۵ افغانستان از فروش ترياك ۲/۷ ميليارد دلار، كه حدود ۵۲ درصد توليد ناخالص داخلي اين كشور را تشكيل مي‌دهد، كسب درآمد كرده است. جان كارنوال، مقام ارشد سابق مبارزه با مواد مخدر دولتهاي بوش و كلينتون براين باور است كه «شايد نتوان دموكراسي را در كشوري كه فروش مواد مخدر قسمت بزرگي از اقتصاد آن را تشكيل مي‌دهد، بنا نهاد».

تجارت مواد مخدر در اين كشور رو به افزايش است. مقامات افغاني استدلال مي‌كنند كه براي مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر، سربازان خارجي بايد بطور مستقيم وارد عمل شوند. اما فرماندهان آمريكايي به بهانه اينكه منابع كافي براي گسترش مأموريت خود در اختيار ندارند، از ورود به اين ميدان مقاومت مي‌كنند. واقعيت اين است كه آن‌ها نگران ناخرسندي غيرنظاميان محلي هستند. سرهنگ جيم يونت يكي از سخنگويان سربازان آمريكايي در افغانستان در اين باره مي‌گويد: «مأموريت اصلي ما جنگ است. ما در اينجاييم تا در شكست طالبان و القاعده ايفاي نقش كنيم».

از زمان باستان تا كنون مردم افغانستان به كشت خشخاش، در واقع براي اهداف گوناگون از مسكن دردها گرفته تا توليد روغن خوراكي و صابون، اشتغال داشته اند. حومه شمالي شهرآرگو واقع در بلوچستان كه زماني انبار خشخاش بود هم اكنون به ظاهر تهي از ترياك است و تقريباً هرخانه اي به انبار تأمين مصالح ساختماني و هيزم مبدل شده است.

برداشت خشخاش براي نخستين باردر اوايل دهه ۹۰ صنعتي شد و آن زماني بود كه جنگ و هرج و مرج، كشاورزان را به فقر كشانده بود. پس از آن بود كه كشت ترياك گزينه جذاب جايگزين محصولات كشاورزي متعارف مثل گندم شد و بازرگانان هروئين از شكوفايي توليد و برداشت ترياك براي برآورده كردن تقاضاي مواد مخدر جهان بهره بردند.

در سال ۲۰۰۰رژيم طالبان در اقدامي‌شتاب زده به نفع جهانيان، با استفاده از روش سركوبگرانه عملاً در پي از ميان بردن كشت ترياك برآمد. اما پس از سقوط آن، كشت خشخاش و توليد هروئين، سريعتر از دهه ۹۰ افزايش يافت. پس از عمليات مبارزه آمريكا با تروريسم كه عموماً در جنوب و شرق افغانستان متمركز شده بود، به طور غيرمستقيم تجارت مواد مخدر در اين منطقه را با مشكل روبرو كرد. بنابراين برخي از تجار زمين‌هاي دورافتاده و مناطقي كه در آنها جنگ نبود در شمال اين كشور را براي كشت خشخاش و ساخت صدها آزمايشگاه برگزيدند. يكي از اهالي شينوار شرقي در حومه مرز پاكستان كه بيش از ۲۰سال دارد، مي‌گويد:«بدخشان واقعاً در توليد ترياك قدمتي زياد دارد اما در توليد هروئين چنين نبوده است، پس از سقوط طالبان، جنوبي ها به اين منطقه آمدند و آزمايشگاه ها را بنا نهادند. وي كه چندين ماه در آزمايشگاهي در حيات خلوت يك خانه اجاره اي در بدخشان كار كرده است، مي‌گويد: در اين لابراتوار آشپزها ترياك را در بشكه‌ي ريخته و سپس حرارت داده و پس از آن از طريق كيسه هاي آرد گندم صاف كرده، شيره تصفيه شده ترياك را در آفتاب خشك و سپس با ميكسر برقي شيره خشك شده را با نوعي اسيد پودر مي‌كردند. خلاصه اينكه«شما در پايان همه اين فعل و انفعالات چيزي زيبا به نام هروئين به دست مي‌آوريد». تأثير تجارت هروئين به وضوح در اقتصاد شهر آرگوي افغانستان كه از مرز تاجيكستان فاصله زيادي ندارد، ديده مي‌شود. خيابان باريكي مملو از كلبه هاي چوبي كه در آنها غذا، پوشاك و ساير لوازم مورد نياز مردم فروخته مي‌شود. اكثر مغازه داران اين خيابان به عنوان واسطه تجارت هروئين عمل مي‌كنند تا اينكه اخيراً نيروهاي ويژه افغاني به آنجا حمله ور شدند. حاجي فيروز يكي از مغازه داران آرگو در پاسگاه پليس محلي تعريف مي‌كرد«كشاورزان ترياك از اين محصول به عنوان پول مثلاً در برابر خريد گندم استفاده مي‌كنند.

دولت افغانستان بخشي از زمين‌هاي كشت خشخاش و لابراتوارها را نابود كرده و براي جايگزين كردن كشت خشخاش تشويقي هايي براي كشاورزان در نظر گرفته است. در اين رابطه آمريكا در سال ۲۰۰۵مبلغ ۷۸۰ميليون دلار به افغانستان كمك مالي كرد. اين مبلغ در مقايسه با كمك هاي آمريكا به كلمبيا ناچيز است. در آنجا براي مبارزه با كوكائين، آمريكا تحت عنوان «برنامه كلمبيا» در ۶ سال گذشته حدود ۴/۵ ميليارد دلار به اين كشور كمك مالي كرده است. رئيس جمهور كشور افغانستان حامد كرزي براي اينكه روحانيون را عليه مواد مخدر بسيج كند، نسبت به شرارتهاي ترياك توضيحات مفصلي داده و استانداران را نيز تهديد كرده است كه اگر در كاهش كشت خشخاش تلاش نكنند مشاغل خود را از دست خواهند داد. اين تلاش‌ها تأثيراتي در برداشته و زمين‌هاي زير كشت خشخاش از مجموع ۱۳۱ هزار هكتار در سال ۲۰۰۴به ۱۰۴ هزار هكتار در سال ۲۰۰۵كاهش يافته است. اما آب و هواي عالي در افغانستان عامل مهمي در عدم تغيير ميزان توليد ترياك در سال گذشته بوده است. علاوه بر آن، كشاورزاني كه به ساير محصولات روآورده اند، مي‌گويند دولت به تضميني كه در مورد اقدامات حمايتي داده بود، عمل نكرده است. عبدالرحيم كشاورزي كه گندم را جايگزين خشخاش كرده، محصولاتش آفت گرفته و امسال در صدد است بار ديگر خشخاش كشت كند. او با عصبانيت مي‌گفت:«دولت قول كمكهاي نقدي، تجهيزات ، كود و تراكتور داده بود ولي به آنها عمل نكرد».

پليس و ارتش افغانستان به سختي با تجارت مواد مخدر مبارزه مي‌كنند. در فيض آباد مركز استان بدخشان، ۱۲عضو جوخه مبارزه با مواد مخدر فاقد تفنگ، بي سيم يا وسايل حمل و نقل سريع هستند. به قرار معلوم تعدادكلشان ۲۲نفر مي‌باشند اما افسران آن به اندازه كافي نيستند. سرگرد غلام محدالدين، فرمانده۵۰ ساله جوخه، كسي كه تهديد به مرگ شده و به سويش تيراندازي شده، در اين باره مي‌گويد:«من طرح دستگيري افراد را مي‌ريزم اما پيش از اينكه دست به كار شوم آنها آگاه مي‌شوند و واقعاً ديگر خسته شده ام».

محدالدين اخيراً فردي به نام عبدل را كه چندين كيلو هروئين با خود حمل مي‌كرده بازداشت كرد. اين فرد در پاسگاههاي مختلف مورد تشويق قرار گرفت و پس از مدتي آزاد شد. اين سرگرد در ماه حدوداً ۹۰دلار درآمد دارد در حاليكه بهاي يك كيلو هروئين تا ۹۰۰دلار مي‌رسد.[6]

اين بود پارة از معضلات و مشكلات ترياك و در آمد حاصل از آن. چنانچه يادآور شديم افغانستاني‌ها در آمد كلاني از ترياك دارد، و لي اين نيز تحت زيرساخت اقتصاد كاذب تعريف مي‌شود. از جمله عواملي كه باعث مفهوم اقتصاد كاذب براي اين محصول مضر مي‌گردد، اين است ‌كه: در كاشت و برداشت خيلي آسيب‌پذير و غير اعتماد مي‌باشد، چه بسا يك آفت عادي تمام آن را از بين ببرد؛ كشور افغانستان يك كشور مسلمان است، از آنجا كه در آمد حاصل از آن، مضراتي براي جامعة بشري دارد، مقبوليت شرعي را نخواهد داشت. و از همه مهمتر جان هزاران انسان بر اثر ابتلا به اعتياد ترياك و هروئين مورد تهديد قرار مي‌گرد و ازبين مي‌رود. همة اين عوامل پول هنگفت زود آمد ترياك را در رديف اقتصاد درغين قرار مي‌دهد و به نوعي توصيه يك زيرساخت اصيل اقتصادي جايگزين را در پي دارد.

نتيجه‌گيري

      از مطالعة دو بخش گذشته مي توان اين نتيجه را اعلام نمود كه افغانستان داراي قدرت انرژي بالقوه بسيار زيادي است، از انرژي گاز و برق گرفته تا معادن چون طلا، نفت، لعل، لاجورد، ذغال سنگ، آهن و... كه از توانمندي‌هاي پنهان اين كشور به‌شمار مي‌رود. و از سوي ديگر اين‌ها كاملاً مورد استفاده قرار نگرفته‌اند، بنابراين افغانستان داراي يك اقتصاد لاغر و ناتوان به صورت بالفعل است. و هم اكنون از منابع و زيرساخت‌هاي كاذبي چون كمك‌هاي جهاني و بين‌المللي، پول بي پشتوانه و از همه بي‌پايه‌تر استفاده از پول خريد و فروش ترياك در جريان اقتصاد كشور مي‌باشد. كه در دراز مدت ضررهاي جبران ناپذير بر مشتريان، فروشندگان و اقتصاد كشور وارد خواهد كرد. و از طرفي مناسبات بين المللي و روابط افغانستان با كشورهاي كه ازين ناحيه متضرر مي‌شود بهم خواهد خورد. و چه بسا انسان‌هاي بي‌گناهي از توليد و فروش اين عفريت مرگ به كام نابودي كشانده خواهد شد.   

                                        والسلام


[1] . حسين نمازي، نظامهاي اقتصادي، تهران: شركت سهامي انتشار، 1382، دوم، ص 27.

[2] . پيشين، ص 28.

[3] . رمزي، علي اكبر، نظام‌هاي اقتصادي، مشهد: انتشارات موحد،1372، ص 29.

[4] . مجله سراج، انجمن نويسندگان افغانستان، بهار 1379.

[5] . منبع:وال استريت ژورنال برگردان: فروزان نصيرائي.

[6] . منبع:وال استريت ژورنال برگردان: فروزان نصيرائي.

به نقل از سايت مطالعات افغانستان

نوشته شده توسط وطندار | لینک ثابت | موضوع: