واژگان كليدي: اقتصاد، منابع، زيرساختها، افغانستان. قبل از تبيين بخشها به توضيح واژگان كليدي ميپردازيم:
1. چيستي اقتصاد
سه تعريف براي اقتصاد ميتوان ارايه داد: تعريف اول؛ اقتصاد راشامل مجموع تدابيري ميداند كه ميان نيازهاي نامحدود انساني و وسايل لازمي محدود هماهنگي برقرار ميسازد. به بيان ديگر اقتصاد تخصيص بهينه منابع محدود براي نياز هاي نامحدود است.[1]
تعريف دوم: اقتصاد را اصلي عقلي، و الگوي آنرا انسان اقتصادي معرفي ميكند. بر اساس اين تعريف، اقتصاد عبارت است از: كوشش براي بدست آوردن حداكثر نتيجه ممكن با حداقل هزينه ممكن. دقيقتر اينكه اقتصاد كوشش براي كسب حداكثر نتيجه با وسايل معين و يا رسيدن به نتيجه معين با حداقل وسايل ممكن است.[2] تعريفي سوم اقتصاد چنين است: اقتصاد، رفتار خاص انسان است كه خواستن ارزشيابي و انتخاب در زمينهي توليد توزيع و مصرف توأم باشد و بيشترين موفقيت را براي او حاصل كند.[3]
به نظر ميرسد كه اين تعريف، يك تعريفي نسبتا ًًًً جامع و مانع از اقتصاد ارايه دهد؛ چرا كه در واقع، توليد، توزيع و مصرف محورهاي اصلي موضوع علم اقتصاد هستند؛ بدين معني كه گسترة رفتار خاص انسان و حق انتخاب شان در زمينه ومحدودهي توليد، توزيع و مصرف ميباشد. در اين مقاله هر سه تعريف بگونة مورد نظر است كه ناظر بر مفاهيم چون توليد، توزيع و مصرف باشد.
2.منابع
منابع جمع كلمة منبع است كه به معناي سرچشمه و محل جوشش و پيدايش يك شئ را بيان ميكند، در اينجا مراد از منابع؛ مواد و وسايلي است كه اقتصاد يك كشور از آن تشكيل شده و يا چه بسا ميتوانست منبع پيدايش اقتصاد يك كشور باشد.
3. زيرساختها
مبنا، پايه و اساس يك چيز را زيرساخت گويند، كه شئ بر روي آن بنا شده است و در حال حاضر با همان بنا در حال نمايش است، مقصود از كاربرد زير ساخت در اينجا بدين معني است كه تاحدودي اقتصاد كشور افغانستان بر پاية چنان منابعي شكل گرفته است.
4.افغانستان
افغانستان با بيش از 650 هزار كيلومتر وسعت(محصور در خشكي) درجنوب آسيا قرار دارد و جزء كشورهاي خاورميانه محسوب ميگردد.
كشورهاي هم مرز با افغانستان: پاكستان (2430 كيلومتر)، تاجيكستان (1206 كيلومتر)، ايران (945 كيلومتر)، تركمنستان ( 744 كيلومتر)، ازبكستان( 137كيلومتر) و چين (76 كيلومتر.
جمعيت: بيش از 26 ميليون نفر كه 97/46 درصد را مردان و 47/45 درصد را زنان تشكيل ميدهند.
قوميت ها ونژادها: پشتو، تاجيك، هزاره، ازبك.
پايتخت: شهر كابل با جمعيت بيش از دو ميليون نفر.
روز ملي: 19 آگوست 1919.
تاريخ عضويت در سازمان ملل1946 .
نوع حكومت: فعلاً بصورت رياست جمهوري، به رياست آقاي حامد كرزاي منتخب انتخابات عمومي و آزاد سال1383 اداره ميشود.
مليت: افغان
واحد پول: افغاني(AFA) و هر صد هزار افغاني معادل يك لك ميباشد.
دسترسي به خدمات پزشكي: يك پزشك براي 50000 نفر افغاني.
سال مالي: اول حمل هر سال خورشيدي (21 مارچ)
شركاء تجاري : ايران، امارات متحده عربي، هندوستان، آلمان، فرانسه، ايالات متحده آمريكا، پاكستان، تركمنستان و ازبكستان.
شاخص اقتصاد:
ارزش توليد ناخالص داخلي در سال 2000معادل 21000 ميليون دلار بوده است توليد ناخالص ملي در سال 2001 معادل،3 ميليارد دلار بوده است .
نيروي كار: 10ميليون نفر سال (2000).
اشتغال: اشتغال در بخش كشاورزي %70 صنعت 15%، خدمات 15% ميباشد.
نرخ تورم: 35% درصد.
صادرات: محصولات كشاورزي و صنايع دستي
واردات: نفت، كالاهاي سرمايهي، محصولات غذايي و كالاهاي مصرفي، ماشينهاي الكتريكي و غير الكتريكي.
بخش اول: منابع اصلي
1. اقتصاد انرژي در افغانستان
ذخاير نفت افغانستان ابتدا حدود 100 ميليون بشكه تخمين زده شد ولي تحقيقات بعدي مقدار آن را به مراتب بيش از اين اعلام آرده است (حدود 800 ميليون بشكه) كشورهاي همسايه براي استخراج نفت افغانستان زمينههايي هم فراهم آرده بودند ولي صدور نفت به مرحله اجرا درنيامد طرح يك پالايشگاه نفت نيز با ظرفيت بيش از پنجاه هزار بشكه در روز در شمال افغانستان در نظر گرفته شده بود كه آن هم اجرا نشد.
ميادين نفتي
افغانستان مقدار بسيار كمي نفت خام در ميدان نفتي آنگوت ANGOTتوليد ميكند كه اين ميدان نفتي در استان سرپل (Sari-pol) واقع شده است اين مقدار كه در كارخانهي درشبرغان تصفيه ميشود بعنوان سوخت در كوره هاي حرارتي مركزي شبرغان، مزارشريف و كابل استفاده ميگردد ديگر ميادين نفتي افغانستان، زمراد ساي ميباشد كه در نزديكي شبرغان قرار دارد و طي اواسط سال 2001 بازسازي و تعمير قرار گرفته است. مرژكز ذخيره و توزيع نفت خام افغانستان در منطقه جلال آباد بين بزرگراه كابل پيشاور پاكستان قرار دارد.
يكي از مهمترين مواد معدني قابل استخراج در افغانستان گاز طبيعي است در حال حاضر مهمترين ذخيره انرژي كشور گاز ميباشد بخش اعظم معادن گاز طبيعي شناخته شد و درسرحدات شمالي افغانستان در مزارشريف، اطراف شبرغان و سرپل قراردارد ذخاير گاز طبيعي افغانستان بين 100 تا150 ميليارد متر مكعب تخمين زده شده كه بعضي از منابع ميزان ذخاير آن را تاحدود500 ميليارد متر مكعب برآورد آرده اند.
ميادين گاز
باتيمتاك، جورقدوق، خواجه گوگردت از عمده ترين ميادين گاز افغانستان ميباشند كه همگي در محدوده 20مايلي شيبرغان در استان جوزجان ميباشند. احياي چاههاي آسيب ديده در ميادين خواجه گوگرودت آغاز شده است كه موجب افزايش توليد گاز طبيعي خواهد بود.
توليد گاز
توليد گاز طبيعي افغانستان در اواسط دهه 1970 به .27 ميليون فوت مكعب در روز رسيده است در همين زمان ميدان گازي جورقدوق مورد بهره برداري قرار گرفت و انتظار ميرفت كه بازدهي گاز طبيعي اين كشور تا اوايل دهه 1980 به ميزان 38 ميليون فوت مكعب در روز تقويت شود اما با توجه به مشكلات موجود آل توليد اين كشور به 290 ميليون فوت مكعب رسيده است.
خطوط لوله
خطوط لوله در افغانستان بسيار محدود ميباشد به نحوي آه يك خط لوله ازشبرغان به مزارشريف جهت استفاده در نيروگاههاي كوچك و كارخانههاي كودسازي كشيده شده است و چندين كيلومتر خط لوله در نزديكي مناطق گازي كه گاز را با ديگر مشتقات به نزديكي روستاهاي شبرغان توزيع مينمايد.
حدود 65% برق آشور از طريق انرژي هيدروليك بدست ميآيد و تنها قسمتي از آن دركارخانه هاي برق توليد ميشود روسها طرح چندين سد را بررودخانه كندوز در شمال افغانستان در نظر گرفته بودند كه در صورت عملي شدن اين طرح قسمت مهمي از نيازهاي الكتريسيته افغانستان را تامين ميكرد. انرژي توليدي اين سدها به شبكه جنوبي برق جمهوريهاي شوروي سابق ميپيوست. اما اين طرحها بدلايل اقتصادي سياسي عملاً اجرا نشد طبق تخمين سازمان ملل در پايان سال 1982ظرفيت برق توليد شده394 ميليون وات و درسال 1975 در حدود 325 ميليون وات بود بنابراين رشد توليد بين سالهاي 1970-1987حدود14% بوده است. در سال 1987 ظرفيت برق توليد و مصرف شده480 ميليون كيلووات بوده كه سرانه آن براي هر نفر 140 كيلووات ساعت بود. بعد ازشروع جنگ و درگيريهاي داخلي خشكساليهاي موجود شبكه برق افغانستان به شدت آسيب ديد به نحوي كه توليد برق توسط سدهاي هيدروليك افغانستان به سبب خشكسالي 1998-2000 به شدت كاهش پيدا كرد و منجر به خاموشي در كابل و شهرهاي ديگر شد. ميزان برق در سال1999؛ 480 ميليون كيلووات بوده كه از اين مقدار420 ميليون كيلووات در داخل توليد شده و حدود60 ميليون كيلووات واردات برق از تركمنستان را داشته است، برق در افغانستان بصورت فسيلي34% هيدروليك65% و %1 منابع ديگر توليد ميگردد
منابع توليد برق
منابع توليد برق در افغانستان با توجه به محدوديت توليد عبارتند از
1. سد كجكي كه در استان هلمند (نزديك قندهار) واقع شده است كه هماكنون 33 مگاوات برق توليد ميكند و در آيندة نزديك با نصب توربين سوم به 49.5 مگاوات خواهد رسيد.
2. سد ماهيپر؛ كه در حال حاضر66مگاوات برق توليد ميكند.
3. سد داهالا؛ كه در استان قندهار قرار دارد و در سال2001، 11.5 مگاوات توليد برق داشته است.
4. نيروگاه مزارشريف؛ كه اين نيروگاه در نزديكي مزار شريف واقع است و از نوع گازي ميباشد و با ظرفيت35 مگاوات در حال توليد برق ميباشد .
5. سد برشناكوت؛ كه فعلاً در دست تعمير است و قابليت توليد، 11.5 مگاوات برق را دارد.
2. معادن در افغانستان
افغانستان از لحاظ منابع معدني كشوري غني بشمار ميرود ليكن اكثر اين منابع معدني بكر و دست نخورده باقي مانده است ولي با توجه به 23 سال جنگ بي ثباتي در اين كشور وضعيت استخراج مواد معدني به حالت تعليق در آمده است. محققين براين باورند كه صادرات مواد معدني افغانستان ميتواند يكي از منابع اصلي درآمد ارزي اين كشور باشد، از مهمترين ذخاير معدني شناخته شده در افغانستان نمونههاي زير را ميتوان ياد كرد:
ذغال سنگ، آهن، مس، اورانيوم، نمك، كرم نيكل، طلا، سولفور، باريت روي، قلع، فلوور، ميكا، سنگ لاجورد، آلومينيوم، سرب، ياقوت پنبه نسوز، جيوه، بوكسيت، تنگستن ليتيوم منگنز، سنگ مرمر، سنگ گچ، سنگ آهن
2.1.ذغال سنگ
ذخاير اثبات شده ذغال سنگ درافغانستان بيش از 100 ميليون تن تخمين زده شده است و ذخيره نهايي آن500 ميليون تن پيش بيني شده. از مهمترين معادن ذغال سنگ ميتوان به معادن، اشپشيه، آركرو دودكش اشاره كرد. براساس آمار موجود ميزان استخراج ذغال سنگ در فاصله سالهاي1978ـ 1984 بيش از 800000 تن و در سال 2000 ميلادي حدود 200000 تن بوده است كه قسمت اعظم ذغال سنگ توليد شده براي سوخت مناطق صنعتي مورد استفاده قرار ميگيرد
يكي ديگر از معادن استخراج شده افغانستان نمك است كه ميزان استخراج آن در سالهاي 1988-1989 حدود 38000 تن و در سالهاي 1999-2000 بيش از26000 تن گزارش شده است.
ذخاير مس افغانستان غني است ولي بصورت اقتصادي به كار نيفتاده است اما توده هاي معادن مس بين نقطه كجكي و مّقر قرار دارد يكي از بزرگترين معادن مس، معدن آينك است كه ذخيره آن بين4 تا5 ميليون تن تخمين زده اند براساس آخرين آمار ميزان استخراج مس در سال 2000 ميلادي حدود5000 تن بوده است.
پس از گاز طبيعي، مهمترين ذخيره معدني افغانستان آهن است ذخاير آهن بسيار عظيم است ولي برآورد دقيقي وجود ندارد يكي از مهمترين معادن شناخته شده آهن، معدن حاجيگك است كه كارشناسان كشور افغانستان ذخيره آن را بيش از 2.5ميليارد تن تخمين زده اند، كه 62% درصد آن را خالص ميدانند، ولي به اساس سروی سالهای 1967 فرانسوی ها و به تعقيب آن شوروي ها معدن آهن حاجي گک دراکثر نقاط داراي 75% آهن است. و به اساس راپور آنها که ممکن همين حالا هم در آرشيف وزارتهاي پلان و خارجه افغانستان باشد. از ديگر معادن آهن افغانستان ميتوان به خاكريز قندهار با 8 ميليون تن ذخيره آهن، پغمان با 83 ميليون تن ذخيره آهن، جبل سراج با7،8 ميليون تن آهن اشاره كرد.
2.5. ديگر معادن
ساير معادن افعانستان نيز كمابيش غني است در نزديكي ننگرهار يك ذخيره بزرگ سولفور قرار دارد. در بيابان هاي جنوب غربي افغانستان بين هرات و شيندند، و نيز در منطقه قندهار اورانيوم وجود دارد. در استان بدخشان دو معدن طلا وجود دارد كه بعلت فقدان امكانات فني اقدامي براي استخراج آن بعمل نيامده است.
3. صنايع در افغانستان
توسعه صنعت در افغانستان بسيار محدود است كشور از اين جهت عقب ماندگي بزرگي دارد، صنايع موجود اغلب مدلهاي صنعتي قديمي بلوك شرق ميباشند، صنايع موجود به هيچ وجه جوابگوي نيازهاي داخلي افغانستان نيست.
فعاليتهاي صنعتي افغانستان با احداث يك كارخانه نساجي در1924 آغاز گرديد ولي در طول جنگ صنايع توسعه ي نيافته، و بعلاوه تعدادي از واحدها فرسوده شده و از كار افتادهاند و بطور كلي صنايع موجود نه به اهداف توسعه در نظر گرفته شده دست يافتند و نه با ظرفيت اسمي خود كار كردهاند و هم اكنون تعداد صنايع بخش هاي مختلفت محدود ميباشد و معمولا از يك يا چند واحد تجاوز نميكنند.
3.1. عمدهترين صنايع افغانستان
صنايع افغانستان شامل: كارخانجات روغن نباتي، تهيه كشمش، آرد، كود شيمياي، شكر، آجرپزي، مقواسازي، كره و فراورده هاي گوشتي، كفش دوزي، شيشه سازي، پلاستيك سازي، صابون پزي، منسوجات پشمي پنبهي و ابريشمي، صنايع دستي شامل قالي بافي، گليم بافي، نخ تابي، پوستين دوزي، چرم سازي، ظروف گلي، سنگ تراشي و سوزن كاري ميباشند.
حدود 80درصد از اراضي افغانستان كوهستان، بيابان و نيمه بيابان است. حدود 15% درصد از خاك كشور براي كشاورزي مستعد است كه قريب به نيمي از آن زير كشت است. با اين حال افغانستان كشوري كشاورزي است و چهارپنجم جمعيت از طريق كشاورزي و دامپروري ميگذرانند. دو سوم زمينهاي موجود بطور فصلي كشت ميشود در قسمت اعظم افغانستان خاك مرغوب وجود دارد ولي آب كافي موجود نيست.
دره هيرمند، قندهار، مزارشريف و قندوز موقعيتهاي بهتري براي توسعه كشاورزي تا قبل از تغييرات ماركسيستي افغانستان، از لحاظ مواد غذايي نسبتا تامين و خودكفا بود ولي پس از سال 1978بروز جنگ و درگيريهاي شديد داخلي، بسياري از زمينها از زير كشت خارج شد و توليدات كشاورزي رشد كافي پيدا نكرد. همچنين بدليل افزايش جمعيت، كشور وابسته به واردات مواد غذايي بخصوص گندم ميباشد.
به نقل از سايت مطالعات افغانستان

